این بار برای کامنت نوشتن لطفا وضو بگیرید
50 بازدید
تاریخ ارائه : 11/9/2011 5:41:00 PM
موضوع: سایر

دیروز روز مبعث بود یا روز بزرگ آغاز دعوت به اسلام.
خورشید اولین روز بعثت رسول خدا هنگامی داشت غروب می کرد که دعوت رسول خدا صلوات الله علیه و آله را فقط دو نفر اجابت کرده بودند؛ مولای ما؛ امیرالمومنین علی بن ابی طالب سلام الله علیه و مادر مهربان مومنان خدیجه کبری علیها سلام.
پیامبر مهربان خدا دعوت مخفیانه اش را ادامه می داد اما روزها می گذشت و فقط او بود و همین دو مومن؛ علی و خدیجه -که سلام و صلوات خدا بر آنها باد.-
پیامبر مهربان ما،
از همان لحظه ی اول بعثت تا دم آخر، به دعوت -که آن را ماموریت اصلی اش می دانست- اهتمام وافری داشت و برای دعوت انسان های غافل و جاهل به اسلام به قدری تلاش و جانفشانی می فرمود (فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا ؛سوره کهف-6) و آسیب می دید که بارها خدا او را دلداری داد که وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ  و...
داستان دعوت پر ماجرا است و هر مومنی که پیرو پیامبر بود نیز خود را مامور دعوت می دانست؛ و برای دعوت تلاش و مجاهده می کردند در هر موقعیتی حتی در جنگ و اسارت، فرار و مهاجرت، کسب و تجارت و ازدواج و... همیشه و همه جا دعوت می کردند؛ دعوتی از سر آگاهی، مهربانی و بصیرت (قُلْ هَـذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي ... یوسف-108)
رفته رفته دعوت فراگیر می شد و فراگیرتر از دعوت، اجابت و ایمان. تا اسلام پاگرفت و رواج یافت. تا امروز هم هیچ گاه نسبت این دو با هم برابر نبوده اشتباه نکنید درست است که خیلی ها _اکثرُهُم- ایمان نیاورده و نمی آورند اما همیشه بازار پذیرش دعوت از بازار انکار گرم تر بوده و همیشه دعوت برکت الهی را در پی داشته. مثلا اهل یک شهر به وسیله یک دعوت کننده! به اسلام گرویده و مسلمان شدند.
حالا دعوت کننده عالم بوده یا تاجر فرقی نمی کند ابتدای دعوت مهم است. دعوت چهره به چهره ؛ یک به یک؛ اما پذیرش بیش از حد تصور.
مثلا پر جمعیت ترین کشور اسلامی؛ اندونزی که با لشکرکشی هیچ خلیفه و پادشاهی مسلمان نشده بلکه با دلسوزی یک یا چند امامزاده از نوادگان آقا موسی بن جعفر سلام الله علیه و بعدها چند تاجر ایرانی و هندی... » ویکی پدیا
 و یا در پکن پایتخت تابستانی چین هم اسلام و تشیع ارمغان تجار ایرانی بوده و یا در تایلند اسلام به همین طریق و تشیع را طلبه ای فرزند یک تاجر قمی با دعوت مردم به اسلام و تشیع آغاز کرد (در سراسر جهان آمار درستی از شیعه وجود ندارد این را در سفرهایم متوجه شدم.) اما اگر یک درصد از جمعیت کشوری هم در طول زمان به دعوت یک نفر شیعه شده اند این کم است؟؟؟
از ادامه می گذرم و به دور از تطویل سوالی دارم از باب تواصی:
هر یک از ما، آیا خودش را مامور دعوت دیگران به خدا و اسلام می داند؟ یا برخلاف آیه 108 سوره یوسف، این ماموریت را مختص رسول خدا می داند؟! و یا فقط وظیفه روحانیون؟
ما در جامعه اسلامی دعوت اطرافیان مان به بهبود وضع ایمان و اعتقادشان به خدا، یا دعوت به حق؛ دعوت به اعتماد به رحمت خدا؛ دعوت به اطمینان به خدا؛ دعوت به نماز؛ دعوت به مهربانی -تواصوا بالمرحمه- دعوت به خوبی ها و پاکی ها، دعوت به غیرت دینی و... را وظیفه می دانیم یا مستحبی در رده ی چندم اهمیت؟
آیا این وظیفه و ماموریت در اولویت برنامه هایمان قرار دارد؟ این سوال مهمی است!
هر کس در مورد وظیفه ی خودش فکر کند. هرچند سخت است اما فقط خودش و اصلا به فکر نقد عملکرد افراد و سازمان ها و ممالک اسلامی و ... نباشد. فقط خودش!
هرچند امروزه "توصیه به مهربانی"، منسوخ شده و "توصیه ی به حق و صبر" ، فضولی و دخالت تلقی می شود در حالی که در همان جمع و جلسه "دخالت و تجسس و غیبت و تهمت"، درد دل و دلسوزی و متشخص بودن و... خلاصه مباح تلقی می شود -و در موارد سیاسی واجب دانسته می شود.- نباید فراموش کنیم که همه ی ما میراث دار رسول خدا هستیم و برای ترویج و تحکیم اسلام عزیز وظیفه داریم.

وظیفه ی تو چیست؟
اگر امشب -یا فردای محشر- رسول خدا صل الله علیه و آله از شما بپرسند:

"برای تبلیغ و ترویج اسلام و تعظیم شعائر دینم چه کردی؟ و یا چه می خواهی انجام دهی؟"

پاسخ شما چیست؟


لطفا خطاب به رسول خدا ص بنویسید و مختصر
چون در محضر او نمی شود فرافکنی کرد -نقد دیگران و...-، نمی شود هوچی گری کرد، نمی شود بهانه آورد و توجیه و وعده و وعید و... بنابراین حتما پاسخ های شما خواندنی و موثر خواهد بود.


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم